سفرنامه محرم سال 1393 (1436 قمری) در امامزاده زین الدین (ع) روستای شورستان

دوست داشتم قبل از ورود به بحث اصلی یادی از پیر غلام امام حسین (ع)  کربلایی حسینقلی رحمانی شورستانی که تقریباً اول محرم رحمت خدا رفت و جای خالیش در محرم امسال کاملاٌ احساس می شود، کنیم و برای شادی روح این بزرگ خاندان رحمانی و مرحوم نصرت الله طاهری و همه خفتگان کنار این امام زاده واجب التعظیم فاتحه ای هدیه بفرستیم ««صلوات»»

خداوند توفیق داد و امام حسین (ع) هم طلبید که محرم سال 1393 را هم درک کنیم و روزی ما شد امسال مجدد به مراسم سنتی روستای عزیزم شورستان بروم، غروب روز یکشنبه مورخ 93/8/11 از تهران حرکت کردیم و طلبق سنوات گذشته که ایام بسیار ترافیک می باشد. چون عشق امام حسین ع و مراسم سنتی مردم را به طرف زادگاهشان می کشد همه با شور و شعور حرکت کرده بودند و سفیدی در گردنه البزر بعد از قهوه خانه بابا شفیع روی جاده را گرفته بود و جاده را خوب نمی شد دید با چه سختی و مشقت خود را به روستای شورستان رساندیم و اهالی عزاداری مشغول بودند و ما هم گوشه ای از مسجد به خیل عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین (ع) پیوستیم و از این سفره احسان بهره مند شدیم.

و اما بعد از مراسم عزاداری و صرف شام هیات امنا اعلام کردند افرادی که داوطلب هستند جهت پخت ناهار روز تاسوعا می توانند کمک کنند به آشپزخانه مراجعه کنند ما هم که عشقمان امام حسین (ع) و زوار عزیز او است که دنبال بهانه می گردیم تا بتوانیم خوشه چین خان گسترده او باشیم . به آشپزخانه که در طبقه زیرین مسجد قرار دارد مراجعه کردم دیدم چوانان عاشق امام حسین ع از قبیل برهان قندی ،  مرتضی و مجتبی مهرابی ، هادی اصغری و پیش کسوت ها مانند حسن مبینی ، عبدالله رحمانی و.... حضور پررنگی دارند و ما هم خودمان را به خادمان این امام همام رساندیم و شروع کردیم به شستشوی برنج و ..... و صبح ساعت 4:30 شروغ به پخت برنج کردیم و تا عزاداران کامل حضور پیدا کنند رفتیم صبحانه ای مفصل که خانواده مرحوم صمد جمشیدی که نذر کرده بودند خودیم (جا دارد در همین جا برای شادی روحش ذکر فاتحه ای بفرستیم) و....

خبر رسیدیم که عزاداران باغکلایه در نزدیکی امامزاده زین الدین (ع) رسیده اند. سریع اعلام شد که علمدار  جهت حرکت دسته حضور پیدا کند (جا دارد که در همین جا یادی از علمدار شورستان مرحوم اصغر آقا اصغری شورستانی کنیم که در این روزها جای او بسیار خالی است در آن زمانها بلندگو و ... نبود با صدای بسیار بلند و رسای خود صدا می کرد یا امام یا مظلوم یا حسین، جمعیت به حرکت در می آمد و برای شادی روحش فاتحه نثار می کنیم)هوا هم خیلی سرد شده بود ودستها بسختی از داخل جیب ها بیرون می آمد ولی با با نزدیک شدن دسته روستای باغکلایه، شور خوبی گرفته شد و همه یک صدا واگیر می کردند ابوالفضل برادر، مرا یار ابوالفضل و.....

بعد از خوش آمد گویی به عزاداران باغکلایه، هیات سینه زنی روستاهای شهرک و باغدشت هم نزدیک شدند (لازم بذکر است که  امسال دسته عزاداران باغدشت و شهرک نسبت به سالهای قبل با شور حسینی و معرفت بهتری عزاداری می کردند ) به هرحال بعد از عزاداری و خوش آمدگویی به طرف امام زاده حرکت کردیم و بنظرم مداح باغدشت مشغول خواندن و عزداری بود «چون ما به رسم ادب و مهمان نوازی بلندگو را در اختیار مهمان قرار می دهیم » و... خبر رسید که  هیات عزاداران ناحیه (روستاهای آفتابدر ، ترکان، جولادک و فشان نزدیک هستند) تعدادی از جوانان روستای شورستان را صدا کردیم و به استقبال عزاداران ناحیه رفتیم و مثل همیشه بقول اهالی شورستان اوستا علیجان رمضانی با که همیشه به سبک سنتی همه را به فیض اکمل رساند و بعد از ورود به خیل عزادارانی که در جلو امام زاده زین الدین مشغول عزاداری بودند پیوستیم و....

قرار شد که ما بسراغ پذیرایی و مقدمات توزیع غذا برویم و با چند نفر از بچه های هیات رفتیم آشپزخانه مشغول بسته بندی شدیم که بیش از 2500 پرس غذا در ظروف یکبار مصرف بسته بندی و جهت صرف عزاداران توزیع نمودیم و تقریبا کار به اتمام رسیده بود جهت استراحت رفتیم تا آماده شویم برای مراسم شب عاشورای امام حسین (ع)

تقریباً مراسم شب عاشورا با نماز مغرب و عشاء شروع شد (و دفتر تبلیغات اسلامی الموت شرقی لطف کرده بودند روحانی عالمی را به جهت امام زین الدین (ع) برای شورستان فرستاده بودند) و بعد از نماز زیارت عاشورا خوانده شد و برنامه بعدی عزاداری شروع شد که برف مفصلی شروع به باریدن نمود و تقریباً جلو امام زاده را کاملاً سفید پوش کرده بود و بعد از عزاداری و صرف شام طبق سنوات گذشته قرار بود که دسته حرکت کند به سمت روستای آفتابدر، ولی متاسفانه خبر رسید که هرچه ماشین تاکنون حرکت کرده از جاده منحرف شده و نمی شود با ماشین برویم و طرح های مختلفی مطرح شد از قبیل این که تماس بگیریم چندتا ماشین شاسی بلند و یا طرح دیگر هماهنگی با سهیل جمشیدی  و رفتن با کامیون ایشان و.... به جمع بندی رسیدند که تماس با اهالی و بزرگترهای آفتابدر گرفته شود و موضوع را درمیان بگذاریم و اگر آنها ناراحت می شوند. حتی پیاده هم شده برویم چون این سنت پدر بابایی ما است و ما نباید نادیده بگیریم

خوشبختانه طی تماس انجام شده اهالی فهمیده و عزادار آفتابدر اعلام داشته اند که ما مشکلات جوی را کاملاً می دانیم و راضی نیستیم شما به زحمت بیافتید و خدای ناکرده اتفاقی بیافتد و بیایید . پس درخواست ما این است که شما در مسجد و کنار امام زاده زین الدین (ع) بمانید و عزاداری و ما را هم دعا کنید و همه ما عزادار امام حسین (ع) هستیم و برای چه ناراحت شویم و....  ما هم مشغول گلریزان و جمع آوری نذورات امامزاده (ع) شدیم و بعدش مقداری عزاداری و ....

/ 3 نظر / 46 بازدید
طراحي سايت

طراحي سايت به صورت حرفه ايي دوست عزيز اگه دوست داري سايت داشته باشي ما ميتونيم با کمترين قيمت ممکن براي شما هر نوع سايت با موضوع دلخواه ايجاد کنيم و يا ميتونيم وبت رو به سايت تبديل کنيم . ساخت انواع سايت هاي : خبري تفريحي ورزشي چت روم و... راهاي تماس : Mail : MrDarvishi[at]Yahoo.com iD Yahoo : MrDarvishi 09175519630

مهشاد

سلام خوبي؟ميخوام بزرگ ترين دايرکتوري وب لاگ نويسان را بهت معرفي کنم.براي افزايش بازديد برو و وبلاگتو ثبت کن.http://mihanlinks.ir/

جمشيدي

سلام لطفا اطلاع رساني نماييد جهت تهيه كتاب به كتابفروشي اقمشه ،سبزه ميدان قزوين مراجعه نماييد. المـوتي گپ يادت نشـو فرهنـگ لغـت المـوت(مؤلف: بهروز جمشيدي) شامل : 1 – واژگان منطقه با معني به گويش محلي 2- انواع غذا هاو نان هاي محلي 3- انواع پوشش هاي محلي 4- آداب و رسوم محلي 5- روستاهاي منطقه6- ضرب المثل ها به گويش محلي7- كنايه ها به گويش محلي8- نفرين ها به گويش محلي9- بازي هاي محلي10- چيستان ها به گويش محلي11- ابزارهاي ريسندگي ، كشاورزي،دامداري ،حمل ونقل ،شكار و ... به گويش محلي12- ...